خانه > آشنایی با سایت
 
کتاب خوانی کتابخانه شخصی کتاب های برگزیده ایران شناسی گالری اخبار کتاب بچه خوانی
بازگشت به صفحه قبل
 
     
 

 

آشنایی با سایت 

 

بچه ها سلام
با رئيس سازمان اسناد و كتابخانه ملي نشسته بوديم و درباره راه هاي گسترش مطالعه گپ مي زديم. مي دانستيم كه سطح مطالعه بچه ها در ايران خيلي پايين است و براي اين كه كشورمان آينده بهتري داشته باشد، بايد به بچه ها كمك كنيم كه بيشتر كتاب بخوانند.
گفتم: پدر مادرها بايد بيشتر براي فرزندانشان وقت بگذارند؛ براي بچه ها هر روز شعر بخوانند، كتاب بخوانند، قصه بگويند، با آنها بازي كنند... اين حق بچه هاست. اگر اين كارها را بكنند بچه ها لذت مطالعه و بازي را بهتر مي فهمند.
گفت: خانه به تنهايي كافي نيست. در مدرسه ها بايد مطالعه آزاد و پژوهش دانش آموزي به روش درست پيش برود تا بچه ها لذت كشف كردن را بچشند.
گفتم: اما در مدرسه هاي ما، بچه ها بيشتر با نمره و حفظ كردن و امتحان دادن سر و كار دارند تا مطالعه آزاد و كشف.
گفت: درس لازم است، اما مطالعه غير درسي و انتخابي تاثيرگذارتر و سازنده تر است. فكر كن، بچه ها به هم كتاب درسي هديه نمي دهند، اما اگر امكانش را داشته باشند كتاب هاي غير درسي را به يكديگر هديه مي كنند.
گفتم: كاش توي هر كوچه و خياباني يك كتابخانه مخصوص كودكان و نوجوانان داشتيم تا بچه ها به راحتي بروند آن جا و كتاب بخوانند و امانت بگيرند و در گوشه اي بنشينند با هم درباره كتاب هايي كه خوانده اند حرف بزنند.
گفت: كاش را كاشتند و سبز نكرد. با نشستن و آرزو كردن كه كاري پيش نمي رود. بنشين و فكر كن ببين چه كار مي توانيم بكنيم.
گفتم: درست است. با حلوا حلوا گفتن دهن شيرين نمي شود، اما وقتي برنامه ريزي و اجراي اين كارهاي بزرگ و همگاني با ما نيست، چه مي توانيم بكنيم؟
گفت: چرا از همين امكاناتي كه داريم، شروع نكنيم؟

بله. بايد دست به كار مي شديم. اين امكان را نداشتيم كه همه پدر و مادر ها را تشويق كنيم كه براي فرزندانشان شعر و قصه بخوانند، اين امكان را نداشتيم كه شيوه هاي آموزشي كشورمان را عوض كنيم، نمي توانستيم در هر محله اي يك كتابخانه كودكان و نوجوانان درست كنيم. اما...
قدم اول ما اين بود كه « كتابخانه ملي كودكان و نوجوانان» به وجود بيايد. ده ها سال بود كه از هر كتاب چاپ شده اي دو جلد به كتابخانه ملي مي رسيد و در اختيار مطالعه كننده ها گذاشته مي شد. اما كتاب هاي كودكان ثبت نمي شد و در اختيار مراجعه كنندگان به كتابخانه ملي قرار نمي گرفت. اين كتاب راست مي رفت توي مخزن بسته كتابخانه انبار مي شد. حتما هيچ پژوهشگري نمي توانست به آن كتاب ها كه سابقه ادبيات كودكان و نوجوانان كشورمان به شمار مي آيند، دسترسي پيدا كنند.
بيرون آوردن آن همه كتاب از مخازن و ثبت و قابل دسترس كردن آنها كار مهمي بود كه آغاز شد و هنوز هم ادامه دارد. اميدوارم در آينده همه كساني كه دل به پيشرفت بچه هاي ايراني سپرده اند و نيز همه پژوهشگران بتوانند از قديمي ترين تا تازه ترين كتاب هاي كودكان و نوجوانان فارسي را در كتابخانه ملي كودكان و نوجوانان پيدا كنند.
اين قدم، بيشتر به درد بزرگترهايي مي خورد كه بچه ها را دوست دارند. خود بچه ها چي؟
محيط و قوانين عضويت در كتابخانه ملي فرصت بهره برداري از اين كتابخانه را به بچه ها نمي دهد. تازه اگر بچه ها هم مي توانستند به كتابخانه ملي بيايند، به آرزوي برپا شدن يك كتابخانه كودك در هر محله نمي رسيديم.
نشستيم و گفتيم و برخاستيم و به اين برنامه رسيديم كه به جاي يك كتابخانه در هر محله، به هر خانه اي يك كتابخانه هديه كنيم...
در سال 1374 من و تعدادي از دوستان فرهنگ دوست نخستين كتابخانه مجازي كودكان و نوجوانان ايراني را با نام «دوستانه» راه اندازي كرده بوديم. هر چند آن تارنما به دليل هزينه هاي زيادش سه سال بيشتر دوام نياورد، اما سايت هاي كودكانه بسياري را به دنبال داشت. همه آن تجربه ها را مرور كرديم و با استفاده از تجربه ها، تخصص ها و امكانات كتابخانه ملي توانستيم به هر كودك و نوجوان ايراني- چه در ايران و چه در خارج- يك كتابخانه شخصي هديه كنيم.
حالا، با عضويت در كتابخانه ملي كودكان و نوجوانان ايران مي توانيد:
-متن كامل كتاب هاي كودكان و نوجوانان قديمي را بخوانيد و در كتابخانه خودتان بگذاريد.
-بعضي از مجله هاي قديمي كودكان و نوجوانان ايران را ورق بزنيد.
-كتاب هاي تازه اي را كه نويسندگان آنها به شما هديه كرده اند، بخوانيد.
-عكس، امضا، دست خط و شرح حال نويسندگان و شاعران خودتان را ببينيد.
-براي خودتان يك كتابخانه شخصي درست كنيد؛ به دوستانتان كتاب هديه كنيد و با آنها درباره كتاب ها حرف بزنيد.
-آلبوم عكس درست كنيد و به دوستانتان نشان بدهيد.
-آثار براي مجله كتابخانه بفرستيد تا ديگران هم نوشته هاي شما را بخوانند.
-بعضي از قصه ها را بشنويد
-و ...
«سازمان اسناد و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران» كاري را كه مي توانست، انجام داده است.
اكنون نوبت شما بچه هاي ايراني است كه...
خودتان مي دانيد كه بهتر است چه بكنيد.

شاد و سربلند باشيد.
مصطفی رحماندوست